ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

261

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كينه مطيع فرمانهايش مىشوند . و با نيّتهاى صادق خود را تسليم او مىكنند . مگر كسى كه دوستى در سويداى دلش اثر نگذارد . و مهربانى راهى در خردش نيابد چون كينه و دشمنى پيشين يا غير آنها از عوامل سرنوشت ساز در دلش جاى گرفته است . و چون مطلب چنان باشد كه بيان شد پس هر جا ضدّ عواملى كه به وسيلهء آن سرورى حاصل مىشود به دست آيد ، لازم مىآيد كه عوامل سرورى حاصل نشود . و با نبودن آن ، عوامل سرورى هم كه معلول آن است به وجود نمىآيد . بايد بدانى كه كيفر گرفتن به معناى نخست اگر چه موجب تنفّر طبايع افراد مىشود و نيروى خشم را در شخص مورد انتقام بر مىانگيزاند ليكن چون مطابق دستور شريعت و آداب مصلحتى است و گفتار تمام پيامبران با آن مطابق است و ذهن مردم بر حسب عادت شريعت بر آن تمرين كرده و وجوب چنين انتقامى در اذهانشان جايگزين شده است تا آن جا كه نفوس آنان فرمانبردار و به آن اقرار دارند . و انتقام نيز جز به اساس جنايتى كه در عرف مردم زشت است صادر نمىشود . اين گونه انتقام مخالف با سيادت و سرورى نمىباشد بلكه آن را به كمال مىرساند و از ضروريّات آن مىباشد . چون عامل مهمّى از عوامل باقى ماندن نوع آدمى است . پس اگر به سبب اين انتقام شرعى نفرتى در شخص مورد انتقام يا وابستگانش كه داراى حشمتند و زندگى را دوست مىدارند و مطيع كيفرهاى شرعى نيستند حاصل شود ، موردى است جزيى كه بدان اعتنايى نمىشود . و به سرورى انتقام گيرنده صدمه اى نمىزند ، زيرا شكوه و عظمت و نيروى خشم مخلوق ، مقهور شمشير ديانت و شريعت است . و از مقابله كردن در برابر امرى آسمانى قاصر و عاجز است هر چند شيطانى مانند خودش او را كمك كند . و رشتهء اختيارش را به نيروهاى عقلانيش مىسپارد تا از آنچه سزاوار است به گونه اى شايسته فرمانبردارى كند . در اين كلمه امام ( ع ) به كسى كه خواهان سرورى است هشدار مىدهد بر اين كه شايسته است آنچه مخالف سيادت است رها كند و آن ، كيفر گرفتنى است كه از حدّ اعتدال خارج باشد و به مرز رذيلت و حقارت و پستى برسد . و اگر آن را رها نكند بر خلاف سعى خود كه در خواست سرورى است عمل كرده و چيزى كه طالب بر قرارى آن است درهم شكسته و اين كار انسان كمال نادانى است . و توفيق دهنده خداست .